تولد مامان رفعت و پایان 19 ماهگی رادوین جونم
یه مدت بود که کار اشتباهی انجام میدادم. ولی دیگهههههههههه من بدون گواهینامه مینشستم و رانندگی میکردم . میدونم کار خطرناکی هست ولی خوب وارد بودم ولی خدا این تنبلی رو از ما بگیره خیلی خوب میشههههههههههههههه حوصله اینکه برم کارهای گواهینامه رو انجام بدم رو نداشتم . از طرفی هم احسان خیلی راحت ماشین رو بهم میداد تو عید گذشته جاده بندرعباس 200 کیلومتر نشستم چون احسان خیلی خسته شده بود و با شجاعت زیاد گفت رومینا بشین و من هم با اعتماد به نفس بالا قبول کردم و نشستم . تو جاده دیلمان هم احسان گفت بیا بشین رانندگی کن و با همه نوع جاده اشنا ...








